مهمترین دلایل قمه زنی از دیدگاه موافقان

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

 

اما در مورد قمه زنی باید گفت که هیچ دلیل شرعی که بتوان با آن قمه زنی یا اعمال شبیه به آن را به عنوان عزاداری و جزع بر شمارد موجود نمی باشد . از برخی روایات نیز می توان این موضوع را درک کرد. چنانچه جابر بن عبداله انصاری می گوید از امام محمد باقر (ع) درباره جزع سئوال نمودم حضرت فرمودند:

 

 " شدیدترین مرتبه جزع عبارتست از فریاد همراه وای گفتن ، زدن بصورت و سینه و چیدن مو از جلوی سر، و هر کس نوحه گری بر پا کند به طور حتم صبر را رها کرده و در غیر صبر قرار گرفته است . "

 (وسائل ، ج 2 ، ص 915 ، باب کراهه الصراخ بالویل و العویل)

 

که با این بیان با قاطعیت می توان گفت که از دیدگاه شرع ، قمه زنی و اعمال شبیه آن را نمی توان به عنوان گونه ای عزاداری و جزع به حساب آورد . زیرا لطم بنا بر تصریح کلیه اهل لغت به معنای زدن بصورت با کف دست است که معنای بسیار متفاوتی با قمه زنی دارد. اما متاٌسفانه بعضی از طرفداران قمه زنی برای این که کار خود را توجیه نمایند و وجهه شرعی به آن بدهند دست به تحریفاتی در متون روایات نیز زده اند.

 

مثلاً روایت

(... لا شیی فی الطلم علی الخدود سوی الاستغفار و التوبه ... و علی مثله تلطم الخدود و تشق الجیوب )

" چیزی در زدن بر صورت به جز استغفار و توبه نیست ... و برای مثل حسین (ع) لطمه به صورت زده شده و گریبان چاک زده شده است . "

(تهذیب ، ج 8 ، ص 325 )

که امام صادق (ع) در بیان این معنا می باشند که لطمه زدن بصورت کفاره ای لازم نیست و چون عمل توسط زنان هاشمی و برای سرورانی همچون امام حسین (ع) انجام شده فقط توبه و استغفار برای آن کافی است، به اینگونه بیان شده :

" و علی مثله فلتطلم الخدود و لتشق الجیوب "

" و بر مثل حسین (ع) باید بصورت زد و گریبان چاک داد . "

که در آن نقل فعلهای روایت بصورت امر درآمده است.

 

در مورد این سند باید گفت:

الف ) سند این روایت ضعیف است و بسیاری از فقهاء به این امر تصریح نموده ند:

شهید ثانی در مسالک الافهام در این باره می گوید:

" سند این روایت ضعیف می باشد ، زیرا خالد بن سدیر که در سند آن است فردی غیر موثق می باشد . "

(مسالک الافهام ، ج 10 ، ص 27 )

 

شیخ صدوق در مورد او گفته که روایات کتابش جعلی است.

 

محقق بزرگوار آقا رضا همدانی در کتاب مصباح الفقیه می نویسد:

 این روایت به خاطر ضعف سندش و اعراض اصحاب از آن صلاحیت برای دلیل واقع شدن را ندارد.

(مصباح الفقیه ، ج 1 ، ص 430)

 

آیت اله العظمی گلپایگانی نیز می نویسد:

بسیار بعید است که جواز لطم به صورت و گریبان چاک دادن را به عزاداری امام حسین (ع) اختصاص دهیم زیرا وقتی که این دو فعل در اسلام حرام باشد محققاً زنان فاطمی نیز آن را انجام نداده اند اگر چه این اعمال برای امام حسین ( ع ) جایز باشد زیرا انجام این اعمال موجب تنفر و بیزاری نفوس مردم از آن عمل میشود.

(کتاب الطهاره الاول ، ص 218)

 

ب ) متن این روایت دارای تناقضاتی است که بعضی فقها به آن اشاره نموده اند:

 

آیت اله سید احمد خوانساری در کتاب جامع المدارک می نویسد:

استفاده وجوب کفاره از این روایت به خاطر تناقضاتی که در آن است مشکل است زیرا در آن آمده است نماز کسی که گریبانش را در عزای زوج یا فرزندش چاک دهد صحیح نیست تا اینکه کفاره بدهد و همچنین آمده است که چیزی در لطمه زدن بصورت غیر از استغفار و توبه نیست ، پس چگونه میتوان ملتزم شد که نماز شخص ، بدون کفاره دادن و توبه صحیح نباشد و همچنین چگونه می توان ملتزم به وجوب استغفار و توبه در لطم بر صورت شد با وجود آنچه که در ذیل این روایت آمده است که " و علی مثله تشق الجیوب " زیرا که استغفار و توبه فرع حرمت است.

(جامع المدارک ، ج 5 ، ص 14)

 

ج ) چنانچه گفته شد کلمه " لطم " به معنای زدن به صورت با کف دست می باشد نه وارد کردن خراش بصورت ، تا بتوان با آن بر جواز قمه زنی احتجاج نمود . که این معنی را می توان از خود روایت هم فهمید زیرا در صدر روایت برای وارد کردن خراش بصورت کفاره قرار داده شده است. ولی در ادامه ، لطمه را از موارد وجوب کفاره خارج نموده و استغفار را برای آن کافی می داند که این عمل بیانگر آنست که لطمه چیزی غیر از خراش است .

 

د ) با وجود روایات متعددی که از پیامبر (ص)، اهل بیت (ع) در نهی از آسیب رساندن به بدن در عزاداری رسیده است ، استدلال به این خبر ضعیف و غیر صحیح می باشد. بر همین اساس است که گفته شده فتاوی که غالباً از علما و در مورد جواز قمه زنی صادر می شود به خاطر محبت شدید ایشان نسبت به امام حسین (ع) و خوف آنها از آسیب وارد شدن به عزاداری آن حضرت است و مبنای محکم فقهی ندارد.

 

ه ) در صورت اثبات لطم توسط زنان فاطمی و همچنین اثبات اینکه امام سجاد (ع) بر این اعمال سکوت نمودند نیز نمی توان حکم آنرا برای دیگران جاری نمود. چون ممکن است این حکم فقط اختصاص به زنان فاطمی داشته باشد که در آن شرایط حضور داشتند و دارای رابطه خویشاوندی با آن حضرت بودند.

 

مرحوم آیت الله العظمی شیخ محمد حسن نجفی صاحب جواهر الکلام در این باره می نویسد:

" استدلال به آنچه که در مورد فعل زنان فاطمی نقل شده است و در ذیل خبر خالد بن سدیر از امام صادق (ع) نیز آمده ، متوقف بر آن است که عمل آنها بر غیر پدر و برادرشان باشد و همچنین اینکه حضرت علی بن حسین (ع) بر عمل آنها علم داشته و در مقابل آن نیز سکوت نموده اند که این سکوت هم بگونه ای باشد که نشانه ای از رضایت آن حضرت از آن عمل داشته باشد، که چنگ زدن به خارهای بیابان برای کندن خارهای آن با دست از پذیرش این گفته ها آسانتر است ".

 

در تعدادی از روایات امام حسین (ع) زنان فاطمی را از گریبان چاک زدن و وارد کردن خراش به صورت، بعد از شهادتشان نهی فرمودند، چنانچه در لهوف و دیگر مقاتل معتبر آمده است که امام حسین (ع) در شب عاشورا به زنان حرم چنین فرمودند:

 " ای خواهرم ام کلثوم ، و تو زینب و هم تو ای فاطمه و تو ای رباب توجه کنید! هر گاه کشته شدم ، گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخن ناروا بر زبان جاری نکنید . "

 (اللهوف ، ص 141-140)

 

در کتاب کامل الزیارت نیز از امام محمد باقر (ع) روایت می کند که هنگامی که امام حسین (ع) در صدد کوچیدن از مدینه برآمد، زنان بنی عبدالمطلب آمدند و به نوحه سرایی پرداختند تا آن که امام حسین (ع) میانشان رفت و گفت، شما را بخدا سوگند مبادا که نافرمانی خدا و رسول باشد که از شما سر بزند

(کامل الزیارات ، ص 195 ، ح 275 ، باب 29)

 که مراد آن حضرت لااقل شق جیوب و خمش وجوه را شامل میشود.

 

و ) لطمه زدن همیشه عملی بوده که توسط زنان انجام می گرفته و روایاتی هم که در نهی آن وارد شده همگی خطاب به جمعیت نساء است. پس در صورتی نیز که از روایت فوق جواز لطمه زنی در مصیبت امام حسین (ع) برداشت شود باید آن را اختصاص به همان قشر داد.

 

پس همانگونه که بررسی شد استدلال به این روایت برای اثبات جواز قمه زنی هم از حیث دلالت و هم از حیث سند آن بی مورد می باشد.

 

از طرفی دیگر عقل هیچ گاه حکم نمی کند که قمه زنی مصداق جزع و عزاداری باشد زیرا عزاداری یعنی اظهار حزن و اندوه نسبت به امام حسین (ع)، کسی که با کارد تیز به جان خودش می افتد و به سر خودش می کوبد حالت حزن و عزاداری است یا یک حالت وحشت و ترس خصوصاً برای بچه ها و افرادی که تحمل دیدن این صحنه را ندارند . گذشته از این عزاداری اگر به نحومتعارف خود باشد اثری که بر آن مترتب است بر جای خواهد گذاشت ولی اگر به گونه های غیر متعارف همچون قمه زنی انجام شود نه تنها اثر وضعی خود را ندارد بلکه ممکن است نتایج بد و سویی بر جای گذارد . به همین جهت بوده که اسلام اجازه نداده است که انسان هر روشی را جهت تحقق عمل خود انتخاب کند . بـــــرای بیـان اندوه ، روشهای متمدن تری وجود دارد که بجاست به مدد انسانیت خود آنها را بشناسیم ، اندوه کنشی برای خودآزاری نیست بلکه راهی برای کمال بخشیدن به انسانیت است.

 

بر همین اساس است که روش هماهنگ با فکر و عقیده اینست که اندوه از راه قداست قهرمانان آن ، راهی برای هماهنگی با مصیبتی باشد که آنها داشته اند ، تا شهادت ، قداست اسلامی خود را حفظ کند و مصیبت در گامهای رسالت ، موثر واقع شود . بنابراین باید غم و اندوه آنان را به گونه ای مجسم کرد که رسالت را مجسم کنند و جنبه های انسانی آن را آشکار سازد تا مردم بدانند که این مصیبت، مصیبت انسانی تاریخی نبوده، بلکه مصیبت انسانیت در تمام مراحل زندگی بوده است.

 

متأسفانه این روشهای نادرست چنان اهمیتی پیدا کرده اند که این فکر را بوجود آورده اند که میان اینها و بقاء و استمرار دین یا علاقه مردم به اهل بیت رابطه است. بطوری که اگر کسی از جنبه های منفی این روشها سخن گوید ، گویا دعوت به کفر و خروج از دین کرده است. کار بجایی رسیده است که بعضی می ترسند که آنهایی که این روشها را انکــار می کنند از جانب اهل بیت گرفتار بلایی شوند یا ضربتی از آسمان بر سر آنها فرود آید. زیرا در مقام دشمنی با ائمه قرار گرفته اند.

 

حتی برخی از علماء دینی تصریح می کنند که اگر درباره برخی از مسائل سخنی بگویند از امام حسین (ع) بیمناکند گویا آن حضرت که در پیشگاه خداوند است همچون افراد معمولی در قید و بند مسائل شخصی خویش است و در صدد انتقام گرفتن از مخالفین می باشد.

 

سوم: مواسات و همدردی با امام حسین (ع)

دلیل دیگر قمه زنان برای قمه زدن، این است که آنان عنوان می دارند که عمل ما نوعی مواسات و همدردی با امام حسین (ع) است.

 

در جواب باید گفت:

ابتدا باید تعریف و محدوده مشخصی برای مواسات مشخص کرد سپس حکم کرد که قمه زنی مصداق مواسات است یا نه ؟ مواسات در لغت به معنای آن است که از آنچه داریم به طرف مقابل خویش بدهیم تا با او مساوی شویم. پس اطلاق مواسات بر قمه زنی از نظر معنای لغوی غلط است. در اینجا چیزی به امام حسین (ع) داده نشده است زیرا انجام این امور یا بخاطر دنیای ایشان است که آنحضرت در دنیا نیستند و یا بخاطر آخرت آن حضرت است که ایشان در آخرت، به این کارها نیازی ندارند.

 

پس اگر سید الشهداء به خاطر نبرد در راه خدا متألم میشد، همدردی ما این است که ما هم بخاطر نبرد در راه خدا متألم شویم، زیرا معنای مشارکت همین است که در جای او قرار گیریم.

 

چهارم: احیای امر مذهب

مدافعان قمه زنی ادعا می کنند که با قمه زنی پایه های دین را تقویت نموده و بدینوسیله تعداد علاقه مندان به مذهب تشیع را می توان افزایش داد.

استناد به این دلیل در منابع مختلف بصورتهای گوناگون دیده می شود. آقای سید حسن شیرازی با حمله به کسانی که در پی حذف این شعائر هستند اینگونه استدلال می کند:

" اگر بحث مبارزه با محرمات و حفظ اسلام هست چرا با دیگر محرمات مبارزه نمی شود و اگر بحث مبارزه با این شعائر است چرا از روز اول با آنها مخالفت نشد و مجموع اینها از سالها قبل است که اجرا گردیده است و مهمترین دلایل موافقت با قمه زنی همین هاست . "

(اشعائر الحسینیه ، ص 25-26 و 128)

 و پس از نقل آنها نتیجه می گیرد که قمه زنی ذاتاً مباح و پیروی از امام است.

 

در جواب این استدلال باید گفت:

باطل بودن این استدلال بسیار مشخص می باشد زیرا اصلی ترین دلیل حرمت قمه زنی موضوع مدهن و تضعیف مذهب بودن آن است بگونه ای که انجام آن چهره ای زشت و وحشیانه از اسلام در نظر غیر مسلمانان و حتی بعضی از مسلمانان بر جای می گذارد.

 

دانشمند شیعی علامه سید محسن امین (ره) در این زمینه می گوید:

" چه لزومی دارد در انجام دادن کاری مثل قمه زنی که اگر فرض شود آن عمل جزء قطعی دین اسلام است موجب نسبت داده شدن عار و ننگ به دین و اهل آن میشود. و مردم را از دین متنفر می کند. آیا تقوا و احتیاط ایجاب نمی کند که باید از قمه زنی خودداری نمود. حتی اگر ما قمه زنی را مباح هم بدانیم باید آنرا ترک نمود چون از واجبات نمی باشد که با ترک آن ضرری به دین وارد کند. "

 

همچنین مرحوم آیت الله العظمی امام خمینی (ره) در این باره می گوید:

" شما می خواهید برای خدا کاری انجام دهید. در شرایطی که کاری به ضرر اسلام تمام شود بهتر است که انجام نشود مثلاً قمه زنی که موجب وهن اسلام می شود. شما تا می توانید دستجات و سینه زنی را با شکوهتر انجام دهید. "

( در سایه آفتاب ، محمدحسن رحیمیان ، ص 116)

پنجم: استدلال به فرازی از زیارت ناحیه مقدسه

در قسمتی از زیارت منسوب به زیارت ناحیه مقدسه آمده است:

" من صبح و عصر بر تو ندبه می کنم و به جای اشکها بر تو خون می گریم. "

 

بعضی ها خواسته اند تا از این عبارت جواز قمه زنی و خونریزی را استفاده نموده و بگویند چون امام زمان (عج) حاضر است برای جد بزرگوارش خون گریه کند پس ما نیز می توانیم قمه زنی و خونریزی کنیم.

 

در جواب به این سخن باید گفت:

اولاً:

اینگونه استدلال ها یا از شدت تعصب آنهاست یا از روی قلت سواد. زیرا هر شخص غیر مغرضی با شنیدن این جملات متوجه میشود که خون گریه کردن امری است که عرفاً محال بوده و عملی نیست. پس اگر معنای کلام را آنگونه که قمه زنان معنی می کنند تصور کنیم لازم می آید که نعوذبالله امام زمان (عج) در این کلمات دروغ گفته باشند. اینگونه استعمالات ادبی که برای بیان شدت احساسات فرد بکار میرود در کلام فصحاء به وفور یافت میشود و نباید آن را در غیر محل آن، معنی نمود.

 

ثانیاً:

بحث مربوط به این روایت فقط در عنوان اولی حکم قمه زنی وجود دارد و آن این است که آیا آسیب رساندن به بدن در عزاداری جایز است یا نه ؟. اما بحث از عنوان ثانوی قمه زنی، که وهن مذهب بودن آن است همچنان به جای خویش باقی است. به عبارت دیگر قمه زنی همچنان به عنوان ثانوی حرام خواهد بود.

منبع :اوج پرواز

 

نویسنده : علي خوزاني بازدید : 94 تاريخ : چهارشنبه 15 آبان 1392 ساعت: 12:44

نظر سنجی

قمه زني آري يا نه؟

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :